تبليغاتX
خان بابا

خان بابا

کمیته گزارشگران حقوق بشر

وحید شریفی، کودک 13 ساله کار، روز 13 فروردین ماه، در حالی که پس از فروش فال هایش قصد عبور از خیابان را داشت، دچار حادثه تصادف شد و درگذشت.

این اولین بار نیست، که یک کودک در حین کار در خیابان دچار حادثه شده و جانش را از دست می دهد.

وحید شریفی، از کودکان تحت پوشش" جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان" که در کلاس های سوادآموزی این جمعیت شرکت می کرد و در مقطع دوم دبستان درس می خواند، هفته گذشته در حالی که برای فروش فال بیشتر در روز طبیعت به خیابان رفته بود، برای همیشه میان فال ها و آرزوهایش ماند و رفت.

یکی از مددکاران "جمعیت" در یاداشتی در مورد مرگ وحید شریفی نوشته است:" بی سبب نیست که بزرگترین ترس بچه های کار هراس از مرگی فجیع است. مرگی نامعلوم، مرگی در روزمره ترین حالت زندگی !! زندگی این بچه ها مرگ است !! منظورم مرگ کودکی نیست ،مرگ لحظه ها نیست، مرگ آینده شان نیست، منظورم مرگ به معنای پایان زندگی است، مرگی که درست چند لحظه پس از فروش آدامس یا فال به ما رخ می دهد .وحید آخرین آدامس زندگی اش را به کدام مان فروخت؟"

در پیمان‌نامه جهانی حقوق كودك، كار كودكان زیر ۱۵سال و نیز بهره‌كشی از كودكان به هر نحو، چه در مناسبات اقتصادی و چه درمنازعات سیاسی منع شده است. همچنین كودك باید در برابر كاری كه رشد و سلامت او را تهدید می‌كند، حمایت شود.

با وجود چنین اصولی و براساس آمار رسمی سازمان جهانی کار 246 میلیون کودک در جهان مشغول به کار هستند که یک سوم آن‏ها به خود فروشی و تجارت مواد مخدر و 106 میلیون نفر از آن‏ها به کارهای دیگر اشتغال دارند.

آمار رسمی این سازمان نشان می‏دهد که تنها در آسیا، 127 میلیون کودک مشغول به کار هستند.

در ایران نیز، براساس آمارها، 380 هزار کودک 10 تا 14 ساله در ‏سراسر کشور کار ثابتی دارند و حدود 370 هزار کودک به عنوان کارگر فصلی مشغول به کار هستند.

هر ساله تعداد قابل توجهی از کودکان به دلایل مختلف مجبور به ترک تحصیل می‏شوند و مشغول کارهایی چون واکس‏زنی، دست‏فروشی، زباله‏گردی و کار در کارگاه‏هایی هستند که برای آن‏ها جز بیماری و دور ماندن از تحصیل که حق اولیه آن‏هاست، چیزی به همراه نخواهد داشت.

این در حالیست که طبق ماده‌ی 79 قانون کار جمهوری اسلامی ایران به کار گماردن افراد کمتر از 15 سال ، ممنوع است؛ علاوه بر آن ایران به عنوان یکی از اعضای پیمان‌نامه‌ی‌جهانی حقوق کودک، طبق بند 1 ماده‌ی 32 این پیمان‌نامه باید حق کودک را برای برخورداری از حمایت در برابر بهره‏کشی اقتصادی و انجام هر گونه کاری که ممکن است زیان‏بار باشد، خللی در تحصیلش وارد آورد، به سلامتی یا رشد جسمانی، ذهنی، اخلاقی و اجتماعی او آسیب رساند، به رسمیت بشناسد.

با این حال، عدم وجود قوانین مناسب حمایتی یکی از مواردی است که کودکان کار را در معرض آسیب های جدی قرار می دهد. در سال های گذشته،ناهماهنگی در دستگاه‌های دولتی سبب شده تا بحث حمایت و ساماندهی کودکان کار همچنان متولی مشخصی نداشته باشد. از این‌رو هیچ آمار دقیقی در مورد تعداد کودکان کار در ایران وجود ندارد.

از سوی دیگر عدم حمایت مناسب دولت از انجمن های غیردولتی فعال در این زمینه، موجب شده است که این نهادها نیز برای پیشبرد اهداف خود همواره با مشکلاتی چون مشکلات مالی مواجه باشند.

بر اساس آخرین بررسی های سازمان جهانی كار

• به طور كل به ازاي هر 6 كودك در دنيا يك كودك، كار مي‏كند. • 218 ميليون كودك 17-5 ساله در كل دنيا كودك كار محسوب مي‏شوند. • 126 ميليون كودك در شرايط دشوار مشغول به كار هستند.

+ نوشته شده در  ساعت 9:29  توسط خان بابا  | 

 

هیچوقت در این پنجاه و چند ساله زندگیم هرگز ندیده بودم ایرانیان هم با خودشان و هم با ملت های دیگر در جنگ باشند. این آشفته بازار نتیجه همان ادعاهایی است که سال ها فقط شعار دادیم و کاری نکردیم که مثل شعارهایمان باشد و رنگ و محتوای شعارهایمان هم تغییر کرد .

از همان لحظه که گفتیم مرگ بر... مرگ بر ... نابود باید گردد... همه چیز تغییر کرد. مرگ ها به سوی خودمان برگشت و نگاه همه به سوی ما و شدیم سردمدار تروریسم جهانی .

یادم است در کوچه ما ۸ پسر بودیم که با هم بزرگ شدیم و همسایه های خوبی برای هم بودیم تا اینکه یک روز احمد که از همه بزرگتر بود با برادرم درگیر شد و کتک مفصلی به برادرم زد و مادرم از فرط عصبانیت خواست که به شهربانی خبر بدهد اما پدرم جلوی او را گرفت و جملاتی گفت که هنوز در گوشم صدایش را می شنوم .

 پدرم گفت اگر امروز به شکایت همسایه بروی فردا همه همسایه ها از تو شکایت خواهند کرد. اگر احمد اولین نفری باشد که باب دشمنی را باز کرده ، پسر من باید اولین نفری باشد که باب دوستی را باز خواهد کرد و همینطور هم شد و امروز احمد داماد ماست و در همه ی گرفتاری ها شریک همیشگی ما و پدرم.

 

+ نوشته شده در  ساعت 23:34  توسط خان بابا 

مسئله مهمی كه وجود دارد اين است كه يك انسان چگونه میتواند با خود در صلح باشد.

 

قدم اولی كه لازم است برداشته شود تا آدم بتواند با صلح زندگی كند و آرامش درونی داشته باشد اين است كه سعی كند در هر واقعه ای، در هر چيزی، در هر عملی و در هر حرفی جنبه مثبتی پيدا كند و فقط به آن جنبه مثبت فكر كند. اگر ما دقت كنيم هميشه در كليه وقايع، هر چقدر هم كه بد باشند، میتوانيم يك جنبه مثبت و منطقی پيدا كنيم. بايد همواره توجه داشته باشيم که عملی كه اتفاق افتاده، حرفی كه زده شده، كاری كه انجام شده و واقعه ای كه به وقوع پيوسته ديگر قابل تغيير نيست.

 

 لذا، فكر كردن و غصه خوردن برای اينكه چرا اينطور شد؛ چرا فلان كس چنين گفت و چرا اين تصادف پيش آمد، دردی را دوا نمیكند.

 

البته فكر كردن به دليل وقايع و ياد چيری از اثر آنها، برای جلوگيری از وقوع وقايع بد و يا برای دوباره به وجود آوردن وقايع خوب، كار صحيح و لازمی است.

 

اما غصه خوردن و تأسف برای چيزی كه انجام شده است دردی را دوا نمی كند.

 

پس چون پشيمانی، غصه خوردن و منفی بافی کردن دردی را دوا نمی كند، ما بايد سعی كنيم يك جنبه مثبت (البته مثبت از ديد خودمان) در وقوع هر واقعه ای پيدا كنيم تا بتوانيم جلوی غصه خوردن و اتلاف وقت کردن را بگيريم.

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت 11:41  توسط خان بابا  | 

مجلس دیشب جان تازه ای به من داد .یاد ایام گذشته مرا کشند به ماجرای عشق من و احترام . حالا وقتی به سیما نوه پسریم نگاه می کنم انگاری احترام روبرویم نشسته و دارد با من حرف می زند
+ نوشته شده در  ساعت 11:32  توسط خان بابا